اصلا اگه اینو نگم، ظلم کرده ام!!
ولی کلمات رکیک توش داره اوا خواهری ها نخونند.
باری.
رفتم شلوار کت و شلوارمو برداشتم پوشیدم، ببینم نکنه دیگه شکمم جا نشه تو تنبون!
اولش، خیییلی شاخم در اومد! یارو تو دوخت شلوار، ریل گذاشته، که از هر سمت می شه کمره شلوار را ته هفت هشت سانت کوچیک کرد!!
خععععلی خوشحال شدم گفتم بیخود نگران بودم و الان است که کاملا اندازه اش کنم.
ریلها را باز کردم، تنبون را پوشیدم، می بینم تا ته ته ته ریلها باز بوده از قبل! و تنبون مبارک اندکی فشار میاره به شکم! کلا ذوقم خشکید:))
بعد نمی دونم فلانم بزرگتر شده؟ چرا پیدا می شه تو شلوار! از بس جین پوشیدم دیگه یادم رفته تو شلوار پارچه ای اگه حواست نباشه معامله ات خودنمایی می کنه. حالا فردا که از شدت استرس لابد منفی می شه کلا منتهی، بیخود نبود گاهی می دیدم این کارمندهایی که شلوار پارچه ای پاشون می کنند سه تا پا دارند فکر می کردم نژاد اینها از اون کیرکلفتهاست! نگو بزرگنمایی شلوار پارچه ای بوده است!
باری، حالا اگه خیلی استرس نداشتم کتم را می کنم می گیرم جلوم :))
پایان اکتشاف.