پسره برزیلی است، خاطره کرونا گرفتنش را تعریف می کرد،
می گفت یک شب که حالم خیلی بد بود رو تختم دراز کشیده بودم نگاه سقف می کردم و با خودم فکر می کردم خب، بد زندگی نکردم، خوشحال بودم، خندیدم، ...
من، داشتم فکر می کردم ماها هم کرونا گرفتیم، اما وقتی دراز کش رو تخت بودیم و به سقف خیره شده بودیم و مرور می کردیم که چه کردیم، همین حس را داشته ایم آیا احیانا؟!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 19:21 توسط مسیح
|