پسره برزیلی است، خاطره کرونا گرفتنش را تعریف می کرد،

می گفت یک شب که حالم خیلی بد بود رو تختم دراز کشیده بودم نگاه سقف می کردم و با خودم فکر می کردم خب، بد زندگی نکردم، خوشحال بودم، خندیدم، ...

من، داشتم فکر می کردم ماها هم کرونا گرفتیم، اما وقتی دراز کش رو تخت بودیم و به سقف خیره شده بودیم و مرور می کردیم که چه کردیم، همین حس را داشته ایم آیا احیانا؟!