خداوکیلی بعضی ها را باید فقط کشت!

این عربه که هم خوابگاه ماست، پسره، کلا که نیستش، دنبال سیاحت اروپاست انگار. منتهی الان هم که بعد از عمری اومده مدرسه بوی عرقش آدم را خفه می کنه. خب بگو خاک بر سرت خوابگاه و حموم و آب گرم مفت، مرضت چیه که نمی ری یک دوش بگیری کره خر؟!

من یک راننده داشتم ایران، این عین خروس هر شب زنش را می داد هوا. خیلی هم مسلمون و مداح بود، از این پاپتی های اسلام البته، تفکری توش نبود، خلاصه می کرد و می رفت حموم! بد نبود همینکه حموم می رفت برا ما کافی بود تا یکبار رفتیم باهاش دهدشت. از اصفهان تا دهدشت مرتب می رفتیم سر پروژه، شب رانندگی می کرد روز می خوابید ما می رفتیم و عصر مجددا برمیگشتیم اصفهان. یک روز تابستون ما برگشتیم و سوار شدیم که برگردیم، بوی سگ مرده ماشین را برداشت. بهش می گم مرد حسابی تمام روز تو خونه بودی حموم هم که بود خب یک دوش میگرفتی خفه نشیم تا اصفهان! یادم نیست چی گفت ولی کلا نظرش این بود که اگه تو حموم غسل واجب به گردنش نباشه، آب حروم شده!

خاااااک بر سرتون با این تفکراتتون! شما که ریشه کن نمی شید کاش ما تمام می شدیم اقلا!