یک عاااالمه وقت منتظر شده ایم تا جلسه دفاع دانشجو تمام بشه، خانوم چی آزاد بشه، جلسه بذاره ببینیم می خواد چه شکری بخوره و چی خواب نما شده.
طرف اومده دم در، می گه بریم جلسه؟
این مصری کون گشاد، می گه ده دقیقه دیگه!
اونم که از این گشاد تر، از خدا خواسته رفته که ده دقیقه دیگه اتاقش باشه و شروع کنیم.
الان بیست دقیقه گذشته نه از اون گشاد خانوم خبری شده، نه این یابو علفی کار خاصی کرده!
فقط به همین راحتی، دو روز دیگه افتاد عقب همه چیز، چون فردا من تست قلب دارم نمیام، تااااا چهارشنبه!
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ ساعت 18:19 توسط مسیح
|