این بزغاله هم نمیاد ملحفه ها و حوله ها را عوض کنه، من برسم به ناهارم. بوی آش رشته همه اتاق را برداشته است.

هر هفته میان ملحفه بالش و پتوها را و حوله ها را عوض می کنند. من به عمرم اینهمه بهداشت نداشته ام گمونم!

والله

یادمه یکبار مشکل پوستی پیدا کرده بودم. رفتم چهارباغ مطب دکتر مریم ملکی. یک زن تاجری بود که با داروخانه زیرش بسته بود و یک عالمه دختر نوجوون هم تو مطبش بودند از مریضها عکس می گرفتند و فایل درست می کردند و الخ. من پوستم می خارید. بهم گفت نرو حموم!

راست هم می گفت. اون زمان هر روز که حموم می رفتم بماند، کله را با شامپو دو دست می شستم، پوست را لیف می زدم. این چربی بدبخت پوست تا در نیومده بود من می سابیدم می رفت. خشک شده بودم به اصطلاح، می خاریدم! بعد اونجا فهمیدم که بابا چرک و چنبل هم باید باشه آدم! نشسته بودن هم خوبه انگاری. منتهی نمی دونم بعد چطوری شد که نظرم بر این قرار گرفت که چیزی به اسم موی زائد هم وجود نداره و توطئه هست و انسان باید پشم خودشو حفظ کنه کاملا! به شدددددت هم مخالفم که بانوان گرامی زارتی می رن ریشه کن می کنند و چمن را به بیابان می رسونند! قطعا اگه من کاره ای بودم جلوشو می گرفتم!! تمیزی راهش شستن است. تداوم بر شستن. تنبلی هم راهش اپیلاسیون است و ریشه کنی. هر موقع ما مردها رفتیم ریش و سبیلمونو اپیلاسیون و لیزر کردیم، شما هم تشریف ببرید ریش و پشمتونو بزنید. والا که ریش در برابر ریش! حتی یک تار مو هم نه کم!