دختر حجی، سرمه قصاب از روسیه،
وبلاگ بذار ببینم داری چه شکری می خوری تو اون سرما.
سرکار عروس خانوم اهل بندر عباس و شوهر، اوضاع خوبه؟ در حال چه کردنید؟!
جناب زبیده عزیز از جنوب، استااااااد مبرز شیمی، شما زنده ای عمو؟ چه می کنی؟
کی از قلم افتاده؟ خودش اعلام حضور کنه. زهره کجایی تو؟ زهره از اصفهان، نفست بر قراره دوست؟
بگید خودتون. من از یاد می برم کسی جلو چشمم نباشه هااااا! حاضری بزنید هویّت دارهای عزیز.
امید خان عزیز خیلی ارادت داریم و به یادتونیم قربان. ببخشید ما گاهی هرزگی می کنیم تو وب. فکر می کنیم تنهاییم و کسی برهنگی ما را نمی بینه که شرمسار بشیم. همچنان به نظر خطا پوش شما محتاجیم اخوی.
طبعا دوستانی که در اینستا و واتس آپ و تلگرام و میت و نمی دونم لینکدین و اسکایپ و توییتر و فیس تایم محشورند نام برده نشده اند این بالا. ولی همه را به خاطر می آوریم.
دوست خواهرم بهش گفته فلانی کی میاد؟ فرموده که بهش بگو خب زودتر بیاد کاری که نداره تو پورتو فقط نشسته پای اینستا گرام مردم را ضایع می کنه!
خخخخخخ! طفلک خواهرم دیشب می گفت نکن این کارها را من خجالت می کشم! جدی داشت میگفت. بعد من یک لحظه با خودم فکر کردم چقدر بد است که یکی، خواهرم، بخاطر من، خجالت بکشه! کار بدی نکرده بودم ها. ابدا. اینها یک دوستی دارند که آدم چیپ و بیخودی است و تو اون حلقه دوستان همه خودشون هم معتقدند این بابا بهتره حذف بشه از روابط منتهی مراعات می کنند و خلاصه حفظ رابطه کرده اند. اخلاق و آمالش به بقیه نمی خونه خیلی چس کلاس می ذاره ذهنش کوچیکه فکر می کنه اگه مثلا هر روز بره استارباکس قهوه بخوره خیلی با کلاس است یا تو لباس و کیف و کفش خریدنش نمی فهمه زیبایی چیه شیکی کدومه دنبال مارک و برند می ره و یک بنجل هایی می پوشه و یک بنجل هایی برای بقیه هدیه می خره که آدم افسوس می خوره به این حد از نابالغی فقط. بهرحال.
اینها کارشون یک شهر دیگه جور شده و من هر از گاهی سعی می کنم مجابشون کنم که بار کنند برن اون شهر. باب گفتگوی ما این است که خلاصه آبجی حس کرده شاید من شیطنتی بی ادبی ای کاری کرده ام که باعث خجالتش شده ام. دیگه همون دیشبی رفتم هرچی براشون فرستاده بودم برای خواهرم فرستادم، کلی خندید. منتهی خب منم باید خودمو جمع کنم. مثلا ما بارها خونه اینها رفتیم مهمونی. بین غذاهای مختلفی که برامون درست کرد آش رشته اش خیلی خوب می شد همیشه پلو مرغ را هم معقول درست کرد اما سالاد ماکارونی و نمی دونم الویه و باقی چیزهاش افتضاح بود. الان که بحث رفتن من هست و سرزدن مجدد بهش گفتم خداوکیلی تو فقط آش درست کن بقیه چیزها را نه که خراب کنی هااااا، ولی نه که به خوبی آشت نمی شه ما فکر می کنیم مصالح را حروم کرده ای!!
خخخخخخخ
بد گفتم؟
رفته گفته به خواهرم اینجوری بهم می گه!
خب حقیقت همینه خدا شاهده!