متن عاريه از تلگرام:

بدبختی‌های مردم خودمون انقد زیاده که بدبختی‌های مردم کوچه بغلی تو جنگ اسرائیل ‌و فلسطین و لبنان و سوریه و فلان برامون سرگرمی واسه تخمه شکوندنه، که ای کاش اینطوری نبود. کاری که از ما برنمیاد، کسشرمونو بگیم و بریم.

می‌دونستید خاک اون منطقه کلا انقدر «گا‌خیز»ه که هفصد سال پیش سعدی هم اونجا یه مدت به گا رفته بوده؟ توی گلستان تعریف می‌کنه که یه وقتی تو دمشق با اکیپ رفیقاش جر و بحثش میشه، قهر می‌کنه و با خودش میگه برم قدس و طرابْلُس (لبنان) یه چرخی بزنم هوام عوض شه. منتها تو مسیر گیر یه سری راهزن میفته که خفتش میکنن؛ و سعدی و یه مشت اسیر یهودی رو یه مدتی به بیگاری و حمالی می‌گیرن.

«از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود. سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم. تا وقتی که اسیر فرنگ شدم و در خندق طرابلس با جهودانم به کارِ گِل بداشتند».

خلاصه یه مدت اونجا بوده تا یه بچه‌مایه‌داری که قبلا سعدی رو می‌شناخته گذرش به اونورا میفته و ده دینار میده سعدی رو می‌خره، منتها به این شرط که دخترش رو با مهریه‌ی صد دینار به سعدی قالب کنه! البته ما به دختره دسترسی نداریم تا داستانو از زاویه‌ی دید اونم بدونیم، ولی طبق نظر سعدی دختره خیلی کیری بوده و دهن سعدی رو گاییده، اینم که خب پول نداشته مهریه بده و خلاص کنه خودشو. خلاصه اون بیت معروف سعدی در نکوهش همسر بد همینجا سروده شده:

زینهار از قرین بد، زنهار!

وَ قِنا رَبَنا عذابَ النّار

البته نتیجه‌ای که سعدی از این داستان می‌گیره اینه که بعضیا میان تو رو از یه موقعیت بدی نجاتت میدن و توی کسخل خوشحال میشی، در حالی که طرف نجاتت داده چون خودش یه خواب بدتری برات دیده، مثل چوپونی که گوسفند رو از دست گرگ نجات میده و بعد خودش تا فیها خالدون گوسفند بدبختو به سیخ می‌کشه و کباب می‌کنه:

شنیدم گوسپندی را بزرگی

رهانید از دهان و چنگ گرگی

شبانگه کارد بر حلقش بمالید

روان گوسپند از وی بنالید

که از چنگال گرگم در ربودی

چو دیدم عاقبت، گرگم تو بودی!

حالا از اونجا که ظاهرا با این پست قبلی و جناب سوزنی خیلی حال کردین و بدنتون هنوز گرمه، بذارید ورژن هادی خرسندی همین داستانک رو هم بخونیم که فکر کنم بیشتر به مذاقتون بسازه:

شنیدم گوسفندی را بزرگی

رهانید از دهان و چنگ گرگی

شبانگه «پیش» بر پشتش بمالید 😐

روان گوسفند از وی بنالید

که آن گرگی که قصد کشتنم داشت

اقلّا مثل تو کونم نمیذاشت!

شب و روزگار خوش...✌️

@TafsireKiri

▫️