حمیرا یک آهنگی داره، ابی هم خونده، و بقیه،

اینجور شروع می شه که:

شب بلند و دل من در تب و تابه وای

لحظه هام همه پر از حسرت خوابه وای

ذره ذره دل من آب می شه تو سینه

آرزوی دیدنت مثل سرابه وای

بیا و ستاره ای تو آسمونم باش

بیا و چلچله شیرین زبونم باش

مهربون من بیا و همزبونم باش

من بلا را دوست دارم، بلای جونم باش

حالا تو خون منی، توی تنی یا نه

از دل عاشق من دل میکنی یا نه

بگو هنوز مال منی عشق منی یا نه

شب بلند و دل من در تب و تابه وای

لحظه هام همه پر از حسرت خوابه وای

...