خواهر
به عقیده من،
از سنجه های تنهایی بشر امروز، یکی هم اینه که کسی را نداشته باشی که فلان کلیپ بی تربیتی توی اینستا و یوتیوب را، بفرستی براش!
تصور کردید؟
آدم هیییییچکس را، نه حقیقی، نه مجازی، نداشته باشه که مثلا کلیپ بابای صفر را بفرسته برای اون!
میگه:
بابای صفر (های بله)
کسکش خر (های بله)
...
صبح، خواهران گرامی را تهدید کردم!
تهدید به زن گرفتن!
از بس تو کار من دخالت می کنند خدایی!!
بزرگه، می گه شراب نخور، برا کبدت بد است قند داره الخ.
گفتم چشم.
کوچیکه، می گه قهوه نخور، اعتیاد آور است،
گفتم چشم.
یکی مونده به آخری می گه به خانومتون اینجوری نگو اونجوری نشه،
میگم چشم.
تا اون یکی دیگه اومد حرف بزنه دیگه هوارم رفت بالا که این چه وضعی است! یک زن بگیرم جممممممعتون کنه همه را!
آره والله!
خلاصه کلام، این ملک، واگذار می شود! یکی بیاد که بشه صبح باهاش قهوه خورد، آخر شب شراب! بینش هم تاااااا دلمون خواست گهخوری بکنیم تا چشم همه عالم در بیاد!
نبووووووووود؟
حرررررراجه هااااااا
:))))))))
زر زدم. خواهر خیلی عزیز است و خوب. چه شهلا باشه در قزوین، یا فاطی در قم، یا
یا کی؟
وای! چرا من هیچکدوم از شماها را نمی شناسم که خواهراتونو نام ببرم الان؟!! اخدره پرسدوهه که خواهر ندارند. آها نویده نویده یادم افتاد.
دیگه کی؟
بیاید خواااااهراتونو نام ببرید ببینم! عروس خانوم، شما خواهر داری برادر؟ اسمشون چیه؟
هان یادم افتاد حوری. یکی دیگه از بچه ها اسم خواهرش حوری بود.
خواهر زهره چی بود اسمش؟ یادش بخیر چندسال قبل زاییده بود زهره رفته بود کمک. الان باید سه چهارسالش باشه بچه. خود زهره چی شد؟ نزایید؟!
من چهاااااارتا دارم یکی از یکی عزیز تر، دلتون به آفتاب!