اون طرف خط، قطعا یک ماده داره صدای شما را می شنوه.

این نره خر مشهدی است. از صبح تو راهرو داره با یکی حرف می زنه و نت خراب است و مدام قطع و وصل می شه.

داره می گه که، امروز 14 آذر است. اولا که شش روز دیگه تولد شماست و پیشاپیش مبارک باشه!

بعد ادامه می ده که مثلا فلان روز سال جدید می شه ما فلان کنیم.

اون اولا گفتنش، اون به یاد موندن نکبتش که انگار رو دیوار یادداشت کرده، اون انجام وظیفه، مبادی آداب بودن؟ اون به خاطر سپردن نکبتش حالت تهوع می ده به آدم. چرا باید کسی که هیچ حسی به آدم نداره که تو لحنش مشهود باشه، تولد آدمو یادش باشه و تازه به زبون بیاره، اونم پیشاپیش؟

داره برای یارو مشاوره می ده که بیارتش اینجا. خود اینو یک خدا لعنت کرده ای آورد!! عروسک بازی شده این خارجه رفتن آدمها...