یادم نیست کی، اما دیشب زود خوابیدم. شاید ده.

حوالی هفت پاشدم کرکره را کشیدم بالا و

خوابیدم بازم

تا ده.

یادم نمیاد شام چی خوردم.

چرا یادم اومد. غیرممکنه من شام نخورم. سوپ داشتم. تنظیمش کردم و سوپ خوردم و خوابیدم.

بی نهایت روز دشواری بود دیروز.

ماجرا این بود. السا، رئیس جلسه، بعد که ارائه من تمام شد،گفت خب حالا قراره از این به بعد رو چه آیتمهایی کار کنی؟

ماجرا اینه که السا که تازگی رئیس شده تصمیم گرفته جلسه هایی مثل جلسه دیروز من، همون ترم دوم سوم برگزار بشه و دانشجو یک پروپوزال ارائه کنه. یعنی بیاد بگه من قراره این کارها را بکنم.

سابق بر این اینجور بود که شما می رفتی انجام می دادی میومدی می گفتی من این کارها را تا اینجا اینجوری کردم و ازاین پس هم برنامه اینه.

وضعیت من اینجوری بود. اون ابله دنبال این می گشت که من تازه می خوام برم چه کار کنم. من کرده بودم کارهامو! نتیجه را داشتم می گفتم!! چیزی دیگه نمونده برای بعد!!

داور خارجی ام، از کلمبیا، داشت میگفت نتایج فلان تست را که تو نوشته ای وذکر کرده ای که غلط است، باید بررسی کنیم. گفتم خب باشه می فرستم برات چک کن، ولی وقتی نتیجه ای را مستقیما از دستگاه گرفته ای و ترسیم کرده ای صرفا، هیچ جمع و ضربی روش نکرده ای، می خوای چیو توش کشف کنی؟ وانگهی، اصلا موضوع تحقیق من اون تست و اون اندازه ها نبود که!! از قضا من دنبال روش جایگزین اون تست بودم که اونطور خطاهای وحشتناکی می ده!

نمی فهمید خب. دنبال حرف خودش بود. چیزی که خودش بلد بود را داشت کنترل می کرد. انگاری بگی ورقه امتحان جغرافی را داده باشی به معلم ادبیات! کاری نداره سوال جغرافی را چقدردرست یا غلط نوشته ای داره به جمله بندی استعمال صحیح ضمیر و مسندالیه دقت می کنه!

ممتحن داخلی یک نوجوان بود کلا! بارها اقرار کرد که من در این زمینه تخصص ندارم! طبق معمول با ای شروع کرد که خیلی خوب متنی است و منتظم است و الخ و دولخ، تهش هم ایراداتی از این دست که عنوان پایان نامه با آنچه کردی نمی خونه (که راست می گفت) و اینکه فلان اشکالی که خودت مطرح کرده ای و اقلا شش نفر را لیست کرده ای که اونها هم با تو موافق اند اما نتونسته اند توضیح بدن اشکال مربوطه را، چطور برطرف می شه!

شیرخر خورده!! اشکال لاینحل است! مگه نخوندی چی نوشتم!

میگه چرا تو پاورقی، اسم فایلهای که باهاشون شکلها را تولید کردی آوردی! گفتم خب می خواستم اگه سوالی پرسیدی بتونیم بازتولیدشون کنیم و الا گم می شه رد اثر!

ولش کن.

اصلا ولش کن.

هفده دادند. مهم نیست عدد، اما مهم بود برای من که اینقدر نتونستم توجیهشون کنم که اصلا ماجرای بحث چیه!

حالا بعد جلسه می بینم خانوم چی تند و تند ایده های نو و البته خارج از چهارچوب می ده. می خوام بهش بگم هیچ کاری خارج از پروپوزالی که دو سال است با هم توافق کرده ایم نمی کنم!

و نمی کنم!