سر شب مست بودم، باغ ونك را بخشيدم
دم صبح هوش اومدم، به گور بابام خنديدم!
شعر رواني شايد نباشه ولي يك ادم جگردار خطاب به يكي مسوولين ورزشي كه گه خوري زيادي كرده بود گفته، جالب بود.
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۴۰۲ ساعت 3:28 توسط مسیح
|