کی بود این دوست ما هم از بس همه از اطرافش رفتند، به فکر افتاد که بره یک سمتی خارجه. براش لینک می فرستادم گاهی، تا اینکه زد و حامله شد.

الان، می فهممش ها، حس مسوولیت قابل ستایشی است که داره فکر می کنه ایا راهی هست که برای زایمان بره یک جایی دیگه؟

نه از ترس، نه برای خدمات بهتر، شما تصور کن تو مرحله ای که چقدر به حمایت و بودن آدمها و به آشنا داشتن و بلد بودن مسیرها و روال ها نیاز داره، داره فکر می کنه این ایثار را بکنه که در سخت ترین شرایطی که خودش تنهایی از پس خودش هم بر نمیاد، بیاد بره یک جایی بچه را دنیا بیاره، و بعد برگرده، که صرفا یک گواهی ولادت در فلان جا تو پوشه بچه باشه، دو روز دیگه اگه خواست سمتی بره، اینهمه بدبختی نکشه...

من، خب خیلی که اطلاعات از محیط ندارم تازه از این تیپ اطلاعات که دیگه هیچ، ولی سعی می کنم ببینم چیه ماجرا و هزینه هاش و امتیازاتش احیانا چقدر می شه. گه به گور اون حرومزاده ای که یک مملکت آباد را به خرابی کشید، که من نمی دونم چیو ثابت کنه، به کجا برسه، چی ازش یادگار بمونه. واقعا چرا؟ به کجا چنین شتابان؟!!