کائنات
قطعا حرف من بی پایه است منتهی، یک چیزهایی با هم که رخ می ده ذهن آدم را می بره سمت اینکه واقعا انگار جهان بر پایه موج ها داره اداره می شه.
مثلا آدمهایی که تو وبلاگ میان، همه یک موج و یک فرکانس شبیه به هم دارند. ورشکسته و درونگرا و یواش اند، مثلا!!
اونها که فیس بوک می رفتند شبیه هم بودند. اینستایی ها شبیه همدیگه اند. خلق و خوهاشون اینو توجیه می کرد که مثلا کسی که دوست داره خودشو نشون بده می ره فیس بوک، اونی که دلش می خواد تو تاریکی و پستو باشه میاد وب. منتهی،
حالا تصور کنید طی یکماه اخیر، اینهایی که تو وب بودند، یا خودشون حامله شدند، یا خواهرشون، یا براشون خواستگار اومد!
این رخدادها شاید بیش از ده سال، یا اصلا رخ نمی داد، یا نهایتش برای یکی رخ می داد. اینکه ییهو فلان دوستان وب خوان و وب گرد به تکاپو افتاده یا پرونده اش رو میز کائنات گشاده شده، این همونه که می گم انگار دسته بندی هایی هست و موجهایی و نوبت دهی هایی...
تا کی شکم ما بالا بیاد!
واللللللله!