در زبان فارسی به مدفوع بعضی جانورها می گیم فضله.

پرتغالی، به همین می گه fezes

صبح که بیرون اتوبوس را نگاه می کردم دیدم یکی از ملت خواهش کرده بود که مدفوع سگشونو بردارند و رها نکنند تو پیاده رو. لغت اونجا به چشمم اومد. اومدم سرچ کردم می بینم که چقدر شبیه است به لغت مشابه در زبان ما. الان ذهنم رفته رو اسم عربی ای که نمی دونم چطوری هم نوشته می شد، شاید فضه. آشناست به گوشم، طبعا یک کاره اسلام بوده است با اون نام زشت...

صبح داشتم داستان امپراتوری عبّاسیان را گوش میکردم. پادکستی بود که می گفت امویان 90 سال حکومت کردند و بعدش پونصد سال عبّاسیان سر کار بودند. جالبه که عبّاسیان را ایرانی ها قدرت دادند! بعد یادم اومد یکی، شاید صادق هدایت بود، فحش می داد به ایرانی اجنوی پرستی که می گفت با خدماتی که به دربار این جماعت دادند باعث استیلای اینها بر ایران شدند برای سالهای سال!! از حسنک وزیر بگیر بیا تا تمام بعدی ها. اصلا از سلمان فارسی بگیر بیا جلو چرا از حسنک بیچاره؟ خدایی بشر هم اینقدر حقیر می شه که تمام توان و تلاشش را در جهت استیلای دشمن به هموطن و هم نوع خودش به کار ببره؟ از توی آتش به جان گرفته بگیر تا بقیه که سمت و مسوولیت دارند و زدند و کشتند و تجاوز کردند... آدمیزادید شما؟!

تاریخ به سهمگینی و صلابت البته، مسیر همیشگی خودشو داره پیش می ره و اگر چه خیلی ها خرد شدن و می شن زیر چرخ سنگینش منتهی، شما را هم به زیر میاره. اون روز باید دید چطور تاوان خوش رقصی هاتونو می دید حکما!