هفته ای دو مرتبه اتاقها را تمیز می کنند،
معمولا اول صبح میاد اتاق من، با اینکه اولین اتاق هم نیستم. می دونه بیدارم و منتظرش هستم، میاد با من شروع می کنه که بقیه نیم ساعت بیشتر بخوابند. لابد.
امروز اومد رفت از ته راهرو شروع کرد و الان که دو عصر شده من همچنان منتظرش هستم. دوست دارم بیاد بره یکم بخوابم، با اینکه خوابم نمیاد. در واقع از نشانه های افسردگی است شاید که دلم می خواد بخوابم. پناه ببرم به خواب!
هنوز نتونسته ام برای عصر و کلاس کاری کنم. شعر فارسی را نمی شه به پرتغالی ترجمه کرد. نه حسش می مونه توش نه ميشه
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 17:41 توسط مسیح
|