با کلی شال و کلاه اومدم مدرسه امروز. صبح بارون میومد، الان که ولید اومد اتاق بوی گه!
صبح رفتم آزمایشگاه. دو تا قطعه ای که به سفارش من قرار بود بسازند را بررسی و تست کردم.
کج ساخته است!
دوتاش قرار بوده عین هم بشه، یکی اش تقریبا یک سوم اون یکی خوب است. و البته جفتشون دو برابر از آنچه خودشون در بهترین حالت ساخته بودند بهترند!
برم ببینم چه خاکی باید به سرشون کنم.
از محضر هم یارو زنگ زد گفت ترجمه هات آماده است. یکساعت دیگه برم بگیرم و یکراست هم برم اداره مربوطه ببینم می گه چکار باید بکنم و کی می تونم به کجا تحویلشون بدم. می گن اگه وکیل بگیری دو سه مرحله زودتر می شه کار. سپردم، ولی وکیل هم سراغ ندارم تو این خراب شده.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 16:59 توسط مسیح
|