شاید شما ندونید اما، وقتی یک نفر مهاجرت می کنه، به طرز دردمندانه ای از شما فاصله می گیره!

به تخممون بابا

برم مقاله ام را تمام کنم. هی ژست فیلسوف مآبانه گرفتن و چس ناله چیزی را عوض نمی کنه.

راستی، یک بسته برای یک دوستی پست کرده بودم، شنیدم برگشت خورده. دادن به بقال سر کوچه! چون تو خونه من کسی زیست نمی کنه و نگهبان هم نداره ساختمان، دادن به سوپری محل!!

عجیبه خیلی. شماره موبایل گیرنده رو بسته بوده، می شده اقلا یک پیامک بزنند که آقا زنگ ما بزن ببینیم کجای آدرست کم است، اصلا بیا فلان وقت فلان جا ببر. این بنده خدا دوست ما فردای روزی که بسته بهش نرسیده رفته پست، بسته اونجا بوده، ندادن بهش! لاید پیدا کردنش سخت بوده. تهران است و شلوغی اش دیگه. راحت تر بوده بندازه تو بسته مرجوعی ها و خودشو خلاص کنه...

راستش خوشحال شدم که گم نشد بسته. درسته نرسید، اما من با شوق وقت گذاشته بودم تا خرید کنم برای ایشون هم.