از ثریا به سرا
قشنگ بود!
هرچی فکرشو می کنم، می بینم خیلی قشنگ بود!
طرف،
از بانوی دوّم،
طی سه سوت،
تبدیل شد به صیغه ای دم حرم!!
یاد حرمسرای ناصری می افته آدم. می گه بعد از اینکه ناصر ترور شد، زنان حرم را می دیدی که هر کدوم بقچه ای زیر بغل، آواره کوی و برزن بودند! البته گویا جانشین ناصر ییهو هم بیرونشون نکرد اما بهرحال سفره برچیده شد و خشتک ناصر را یک بزرگ مردی کشید رو سرش، دیگه باید کم کم می رفتند!
چند بار باید تاریخ تکرار بشه تا بشر بفهمه آیا؟ دیدید چه مهوّع اند جمیع طالبان خدمت که حالا کم کم تنبون هم از پای هم در میارند؟!
صیغه ای جلوی حرم...
پتیاره بی همه چیز!
نه بخاطر از این به بعدش، بخاطر از این به قبلش که آن کرد که دیدیم...
با نسیمی دفتر ایام بر هم می خورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 16:59 توسط مسیح
|