پیری جنسیت زده
فلفلها گل می کنه، یک گل سفید که خیلی وقتها داخلش را هم آدم نگاه نمی کنه...
کم کم اما، از داخل شیپوره گل سفید، یک مولودی شروع به نشو و نما می کنه و بزرگ و بزرگتر می شه و یکی دو روز که غافل بشی ازتماشای گلدونهات یکروز میای می بینی یک چیزی اندازه یکی دو بند انگشت، محکم و سبز و با طراوت و نو به شاخه وصل است و انگار بگی دامنی به پا داشته که پاره شده، گلبرگهای کدر شده به میانه قد فلفل لباسی نیمه عریان به شرمگاه فلفل پوشانده اند...
فلفلها، در حال رشد و بالغ شدن، به مرحله کشف عورت انگار نزدیک می شوند...
( خودتونید! )
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:43 توسط مسیح
|