کدآقا
سر شب یک قیچی تو موهام تاب دادم،
خیییییییییییلی حال داد!
نگاه آینه می کنم قشنگ مرتب شده. پیداست کوتاه شده. پشتش را خبر ندارم که بیشتر هم کوتاه کردم اما همین روش و طرفینش که بهم مزه می ده.
اصلا خیلی زودتر از اینها باید خودم دست به کار می شدم و خودم موهامو کوتاه می کردم. چقدر تو صف نشستم هر بار و با چه مشقتی ...
قیمه ام درست شد اما اصلا نخوردم ببینم چه کوفتی شده. انشاالله فردا.
چهارتا نون مفصل هم درست کردم. دارم کار با خمیر را یاد میگیرم. اینکه چطور چونه های شل خمیر را آرد پیچ کنم که به جایی نچسبه و بتونم پهنش کنم، این که همه کار را وردنه انجام نمی ده و از یک حدی به بعد باید بندازی رو دستت و بذاری جاذبه کار کنه یا با انگشتت بکشی تا نون باز بشه. شاطه ندارم! از اون بالش هایی که خمیر را روش پهن می کنند و با اون می کوبند به دیوار تنور!! دیگه خدایی اینو تهیه نمی کم. بسه همینقدر!
جاتون تهی نون تازه با ماست چکیده و گردو خوردم. دم غروب هم سوپ خورده بودم. بخاطر همینم قیمه ام موند! دیگه الانم شیر گرم کردم منتظرم دماش بیفته یکم تا مایه بزنم و ییهو خداااااااااای نکرده بی ماست نمونم تو ولایت غربت! یادمه نزدیک به یک سال ماست خوشمزه پیدا نکردم! حتی یکبار که ماست و شکر خریدم اشتباهی!! الان واقعا روزهای پادشاهی است برا من!! فلانم پاره شد تا به اینجا رسوندم.
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
باری.
باید قراردادمو تمدید کنم، اجاره خوابگاهمو بدم، مقاله ام را بریزم تو فرمت مجله و ارسال کنم، از نونو سراغ بگیرم ببینم تونست چیزی که هفته قبل بهش گفتیم را برام بسازه یا نه. چک کنم که استااااااد برام بیمه درخواست کرده از دانشگاه یا نه! هفته بعد می ریم کمبریج و خوبه که یک بیمه درمانی داشته باشه آدم. کاش یکم فکر می کردم و خودم بیمه می خریدم برا خودم! گرون است زورم میاره ولی اگه خدای نکرده لازم بشه، خاندانم می سوزه به کل!! اینکه نمی خرم خیلی اش هم بخاطر این نیست که خسیس بازی کنم، بخاطر اینه که نمی دونم کدوم بیمه را بخرم! تهش دردناک خواهد بود پولی که خیلی هم بهش نیاز داری بدی بیمه ای که بعد بفهمی به دردت نمی خورده یا بهترین انتخاب نبوده برات.
شما چه خبر؟!