بین چیزهایی که تو اتاق مردم دیدم،

و چون نمی شناسیدش می گم،

و البته چون وصف مردانگی اش هست!

بلی. این از بس زباله زیر تختش ریخته بود به نظر میاد که خدمه بیخیال تمیز کردن پشت اونها شده بود و الان که من همه کارتن های خالی و کفشها را بیرون آوردم از قضا، یک دستمال کاغذی که گویا جلق زده بود هم پیدا شد!

می گن کور بشه کاسبی که مشتری خودشو نشناسه، منم تشخیص دادم دیگه!

حالا نکته این بود که این دستمال جاهایی که آب منی بهش رسیده بود کاااااااااملا زرد شده بود. اگه نذاریم به حساب جنس دستمال، باید گفت اسپرم این بابا خیلی بوده یا به عبارتی آبش خیلی غلیظ بوده که وقتی خشک شده لای دستمال این رنگ را به جا گذاشته!

باید یک سری تست کنم ببینم مال منم این رنگی می شه!! ولی نمی شه. یادم نمیاد اصلا! البته خب من هیچوقت نذاشتم لا دستمال بندازم زیر تخت که بمونه و جا بیفته هم!

آب مقدّس!