هنوز هم کسی از نکات مثبتی که تو زیست دانیال دیدم سوال نمیکنه.

اصلا شاید کسی هم نیست. برا همینه. مهم نیست.

یکی از نکات جالبی که دیدم تو اتاقش، چهار قطعه عکس بود که با رفقا گرفته بودند و گذاشته بود به دیوار.

اون آدمها را منم می شناسم اما هیچوقت عکس، مسافرت، برنامه نداشتیم با هم...

حتی رو میز منصور مصری هم یک بطری هست که توش چندتا عکس فسقلی انداخته و یک جایی روی یکی عکسها هم نوشته و ما اینگونه زندگی کردیم. یحتمل دخترهایی که تو ازمایشگاه باهاش بودند از این حرکات زدن و به اینم دادن. مهم نیست کی تولید کرده مهم اینه که اینها اینجوری را هم تجربه کردند اما ما نه.

من، نه!