خواستم بمونم اتاق کار کنم امروز. طبقه بالایی هیلتی بود و کنده کاری، طبل می زدند تو سرم! جمع کردم اومدم کتابخونه مجاور. اینجا هم اینقدر سرد است انگار قرار بوده لاشه دانشجو توش نگه دارند! کلا دو نفریم با یک کتابدار!

سررررررررررررد!