خواب بیجا!
چقدر گه مال است و تقریب و الکی این علم!
خدا شاهده!
یک زمانی می خوندم جایی که می گفت مدار الکتریکی اولین سفینه فضایی، از مدارهای الکتریکی ماشین حسابی که تو دست من بود ساده تر بوده.
این خیلی ترسناک است به نظرم! یعنی با باد هوا رفته اند فضا! حالا ببین دیگه رو زمین چه گندی زده ایم و وسطش زیست می کنیم!
ایده ای که توی کمبریج بهم پیشنهاد دادند را پیاده کردم. از اول هم معلوم بود جواب نیست منتهی، دارم فکر می کنم برم به خانوم چی بگم ببین، من که اینو قبول ندارم، اما اگه شماها باهاش خوشحالید همینو من می نویسم و بساط را جمع می کنم. دیگه بی معنی شده اینهمه کش آوردن.
خوابم میاد. انگار تسه تسه نیشم زده باشه، ظهر می خوابم شب می خوابم صبح تا دیروقت می خوابم...
تابستونه دیگه...
عزّت زیاد فعلا
+ نوشته شده در شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:0 توسط مسیح
|