به نظرم میرسه که تو اطراف ماها، خیلی چیزها هستند که عینهو آینه اند،
و البته ناخوش آیند!
یادمه پارسال یک مشکلی پیدا کرده بودم که پام خسته می شد و نمی تونستم راه برم. همون ایام یکی دو مرتبه تو شیشه مغازه ها چشمم به خودم افتاده بود و به طرز مشهودی کونم عقب رفته بود و شکمم جلو! فکر می کردم شاید از اثرات باشگاه رفتن باشه که ییهو اینجوری قنبل شده تنم. شاید هم بود. نفهمیدم. دکتر که رفتم کلی تست نوشت منتهی این دکتر فامیلی را خیلی قبول ندارم راستش. بجای اینکه برم دنبال آزمایشها، یک مدت تشک را از رو تختم برداشتم و رو تخته سفت خوابیدم. خیلی ناخوش و سخت بود منتهی، کمرم درست شد! برگشت به همون تنظیمات و فهمیدن به یک دلیل نا روشنی انحنای ستون فقراتم تغییر کرده بود که باعث می شد حتی مسیر کوتاه هم به شدت خسته بشم و نتونم راه برم.
حالا، اون که فیزیک بود، یک گاهی آدمها، آینه جلوی اخلاق گه آدم می گیرند. این دیگه خجالت آور تر از سایر موارد است خدایی. یکی از این آینه ها که این روزها به کرات تو اینستاگرام جلو چشمم میاد، استاد شنبه زاده است! می شناسید لابد. یک بوشهری است که سالهاست مهاجرت کرده خارجه و موسیقی بوشهری می زنه و بند و گروه داره و پسرش هم دنباله رو باباش است و خلاصه آدم حسابی ای بود، به نظر، منتهی نمی دونم چرا خودشو به یک ابتذالی کشیده که من هربار می بینم از اعمال خودم خجالت زده می شم!! این بابا الان که به پیری گذاشته، عین پیرمردهای مزخرف و بددهن شده تازه! اونم نه که فحش اساسی بده که چیزی را درست کنه ها، چسبیده به مقوله های جنسی. چندی قبل یک کلیپ داده بود تو ماشین گویا برای دخترش داشت توضیح می داد که چرا به ماتیک، می گن ماتیک. گفت که به این وسایل آرایشی تو خارج میگن کوسماتیک. درست هم می گفت. بعد گویا این وسایل وقتی میخوان بیان ایران می بینند اسمش زشته، کوس را از اولش حذف می کنند و اسمش می شه ماتیک.
خب، به لحاظ فلسفه این نام می تونه درست باشه منتهی چیزی که زشت بود این بود که هدف استاد این بخش ماجرا نبود بلکه خیلی اصرار داشت که هی بگه کوس! یک جوری که یارو که گویا دخترش بود صداش میومد که معترض شده بود که خب خیلی خب نمی خواد هی کلمه اش را بگی.
بعد، من فکر می کردم که وااااااای چقدر می تونه کریه باشه این حرکت و این رفتار! چقدر بچه گانه و دور از انتظار! بابا شنبه زاده! تو مثلا بزرگی هستی برای خودت، اگه ما می گیم، تو نگو دیگه آخه برادر من!! جمع کن اعتبار خودتو!! تو فرق داری با من یک مقدار...