با اجازه بزرگترها امروز ناهار هم ندارم.
خمیر دارم البته. باید آماده باشم که ساعت دوازده که کارگرها و خدمه می رن ناهار، تنور را آتیش کنم و یک نون ماستی راه بندازم برای خودم!
موافقید حتما.
آره؟
خدا اموات شمیم را بیامرزه و
به خودش و زنده هاش شادی عطا کنه، انشاالله!
والللللللله!
دستت درد نکنه شمیم جان
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ ساعت 13:53 توسط مسیح
|