یک همکاری داشتم، سالها قبل رفته بود مکه. بعدها که پای صحبتش نشستیم می گفت یک عده از دهات فلان اومده بودند مکه، تا به اون روز آسانسور ندیده بودند. بعد گویا تو عربستان که مشرف به زیارت آسانسور می شن دهانشون از تعجب باز می مونه و مدتها انگشت به دهان می شن که عربستان چقدر پیشرفت کرده که یک چیزهایی ساخته که خلاصه با آدم آن می کنه که آسانسور می کنه! این طفلک حرص می خورد که اینها زشت است و باید یک جوری یک فیلتری یک آموزشی یک کاری کرد که این نمادهای تجاهل به دید باقی جهان نرسه.

حالا بماند که کلا کسی که مسلمان است به صدای بلند می گه که متعلق به کدوم دوره از ادوار زیست بشر بیابانگرد است، اما من یک چیزی دیگه این روزها توجهم را جلب می کنه اونم اینکه یک قشر دیگه ای از عقب مونده ها که مهاجرت کرده اند، یک کلیپ هایی می ذارند که آدم واقعا عرق شرم به پیشونی اش می شینه! مثلا امروز یارو با کمال هیجان درباره کارت تخفیف فروشگاه سینزبری توضیح می داد واینکه کارتت را اگه اسکن کنی مثلا دوزار کمتر ازت می گیره و مهمتر از اون، خیییییییییلی مهمتر، این که اگه سقف خریدت از فلان قدر بگذره، پننننج هزار پوند بهت وام می ده!!

دقت کنید، سوپری زنجیره ای، پنننننج هزار پوننننننند وام می ده! لابد بدون ضامن و بهره هم می ده!

نکنید آقا.

اون عقب مونده از شیرهای آب سرد و گرم روشویی های انگلیس کلیپ گذاشته و مسخره می کنه این مثلا دنیا دیده تر بوده! خب شاسکول جایی تو دنیا عین مای بی فرهنگ شیر را باز نمی ذارند آب سر روشویی و ظرفشویی هدر بره! یک لگن هست، راه آبشو می بسته اند، شیرهای سرد و گرم را سوا سوا باز می کرده اند توش، تاید و ریکا را حل می کرده اند، ظروف را می شسته و بعد با دستمال خشک می کرده اند! فاز آبکشی وجود نداشته! چون آب وجود نداشته به اون حد! خود شما یک مدت دیگه که آب نباشه و سر کوچه با دبه بفروشند چطوری استکانهای چایی ات را می شوری؟! این شیرها و سبک زندگی مال اون دوران اینها بوده که الان اینها ازش دارند رد می شن و ما برمیگردیم بهش! با این تفاوت که دیگه چاههای ما آب هم نداره!

حالا پرت نشیم، بحث آب نبود اصلا، بحث این بود که به شدّت تهی شده ایم! یعنی از ورزشکارمون که اون نعمت زاده خایه مال است و بیرو بی مقدار تا سینماگرمون تا آخوند و مرجع های لالمون تا سیاست مدارمون تا اینفلوئنسرهای اینستا به طرز مهوّّّعی تهی شده اند! نه فقط اینها، من حتی شب می خوام دو خط اخبار یا تفسیر خبر گوش کنم از این سمتی ها هم، کسی نیست! یک شبکه ای، یک کارشناسی، یک برنامه ای که دوزار پشمی به کلاهش باشه، نیست! دنیای ما شده این یارو آقا مراد و اون مردک خانومها آقایان سلام!! فسیلهای مورد مصاحبه هم همه صادراتی! فقط نمی دونم همدیگه را می شناسند و با هم بحث زرگری می کنند یا واقعا فکر می کنند خبریه! هالو کونی، معصومه اونجور، نمی دونم حتی شازده! این بابا کجاست؟ چکار داره می کنه دقیقا؟! کسی خبر داره؟! بعد یارو مجری بوده با دو درصد رای خودش و فامیلش رفته مجلس (!) به نفع لبنان رای می ده به وزیر پوزیده بدبخت! رای هم نمی ده، مخالفت می کنه! یعنی عجیییییییییییییب خاک به سرمون شده است!

وحشتناک!