خانوم چی ایمیل زده که یک خلاصه مقاله برای فلان کنفرانس بفرست.
نگاه که می کنم، فقط یک هفته وقت هست!
البته که کافیه منتهی، این اساتید عین آدم کور می مونند، اگه دانشجوها چیزی دستشون ندن تو این کنفرانس ها فقط باید دامنشونو بالا بزنند و خودشونو نشون بدن!
الان موقعیت خوبی است که یکی دو تا از اون موضوعاتی که باهاش اختلاف برداشت دارم را بندازم وسط و، ناچارش کنم درگیر بشه فکر کنه یکم!
نه؟
کلا دست اندازها جالب اند گاهی. اول که ایمیل را خوندم به خودم گفتم من چی دارم که مقاله بدم ازش! منظورم چیز نو بود، نه لزوما حل یک مساله بلکه حتی خود صورت مساله، اما یک چیزی که نو باشه نه نشخوار افکار دیگران و اثبات و تکرار آنچه قبلا بقیه گفته اند. این دومی عین خریّت است!! مصدری است اصلا!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 1:50 توسط مسیح
|