دیزی سرا
شش و نیم صبح، هوا تاریک است هنوز.
گشنمه ام بود! رفتم شیر گرم کردم نصفش پاشید تو ماکروویو. گوشت آوردم که بعدا دیزی بذارم بجووووووووووشه تا خود شب!
یادم رفته بود حبوبات خیس کنم البته! متاسفانه!
بریم کار کنیم یکم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 9:6 توسط مسیح
|