امروز مجبور شدم تمام سبزی هایی که دیروز خریدم را پاک کنم بشورم خرد کنم، یک عالمه وقت گرفت!
با سبزی تازه، جعفری و گشنیز، یک سبزی پلو گذاشتم. خیلی آنچه باید بشه نشد منتهی، خوب بود بهرحال.
بعدش هم یک دیزی گذاشتم که الان همه اجزاش به شدّت پخته اما شکل دیزی نیست!! اینو من چکار کنم!! چقدر هم که زیاد است! کاش مزه بده اقلا! فکر کنم یک پلاستیک بکشم سر دسته هاون چینی و بعد بکوبمش! اول آبشو سوا کنم، تتمه اش را بکوبم!
قهوه بفرمایید!
هان آقا فهمیم! من انجیر تازه که می خورم ترش می کنم!! این یعنی چی؟ پس اونهمه انجیر که خریدم را چه کنم؟!!
اینم تکراری است اما می خوام بگم، تو درسم حس می کنم رسیدم به مرحله مولد بودن!! قشنگ حس می کنم یک تکانه مانده تا رسیدن!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 21:17 توسط مسیح
|