طرف می پرسید که،
کدوم بیشعوری به ما اجازه داده که گوسفند را بخوریم! گاو را بخوریم!! مرغ و جوجه را بخوریم!! کی گفته! مگه اون جاندار حق حیات نداره؟!
راست می گه ها!
خوب بود یک خری هم رو این کره خاکی بود که بطور منظم، آدم می خورد؟!! مثلا چنجه آدم!! سخت نیست ها، یکی را تصور کن یکم درشت تر از ماها بود، پرورشمون می داد هر از گاهی هم میومد دم مغازه مثلا یک سی چهل تا ازمون می خرید می برد منزل سیخ می کرد تو کونمون کنار هم کنار هم منظم، نمک می پاشید رومون و کبابمون می کرد و می خورد، با استخون رونمون هم مثلا دندونشو خلال می کرد!!
جدی راست می گه ها!
اون یکی می گفت ماها گوشت می خوریم که عضله بسازم، این حیواناتی که می خوریم همه عضله ای هستند همه هم علف می خورند!
یا می گفت طول روده و دستگاه ها ضمه ما اصلا به علف خور ها می خوره نه گوشت خوار ها!پ
منتهی،
با همه این احوال،
من امروز قرمه گذاشتم، لنگ یک بره هم داخل قابلمه هست، خییییییییییلی هم به نظر میاد خوبه!!
یک بار سبزی را مثلا خیلی ریز خرد کردم، بعد اینقدر تفت دادم که کلا از بین رفت!! امروز از فریزر آوردم و بعد که گوشت پخت ریختم روی گوشت، یک ذرررره بود!! فکر کردم شاید کسی از سبزی ام خورده باشه. اینقدر کم نبود! حالا می بینم هی آب می کشه به خودش هی باد می کنه! اندازه یک هیئت الان قرمه درست شده!! درست که نه، نمی دونم چرا اینقدر هم درشت درشت شده سبزی اش! خیلی که دقت کردم!
این داویده که فردا دفاع می کنه یک زمانی که با ما بود اونقدر تو آزمایشگاه می موند و کار می کرد که گاهی شب شام نداشت، از این دستگاههای کنار راهرو که کیک و ساندویج سرد می فروشند یک چیزی می خرید می برد می خورد! اما من چی؟!!
من، خیلی خوب کردم!! زندگی چیزی است که الان جاری است، کسی تضمینی برای بعد نداره!