چرا زن ایرانی نمی فهمه صورت های برررررررررررررراق، حال آدمو به هم می زنه؟!

به نظرتون چرا فهم نمی کنه که منظره تافتی که به مو چسبیده با چربی ناشی از نشسته بودن کلّه، خیلی شبیه است!

یعنی واقعا درکش خیلی سخته که زیبایی ممکنه چیزی نباشه که پشت میز توالت (!) تولید می شه!!

پشت میز توالت، فقط می شه رید رفقا!! اینجا از قضا به جای نامرتبط می رینند آدمها!! سه سر و صورت!

خوبه کسی نیست برینه به سر و یالش و هی جلوام رژه بره و تازه بخواد که من بفهمم که زیباست!

واللللله!

نشسته ام با نصف صورت بی حس و لب باد کرده، برنامه نویسی می کنم. عجیب است ایده ای که داشتم اینجور به خاک سیاه نشسته و سرش بر نمیاد! لابد یک جایی اش انتظار من از مدار منطق خارج شده است. می فهممش آخر.

از دانشگاه چندتا دونه سیب آوردم. خیلی سال می شد سیب کرم زده ندیده بودم. سیب ارگانیک!! سیبی که به درختش آفت کش نمی زنند که همه محصول برسه به آدم!! سهم کرم و گنجشک و باقی حیوانات هم محفوظ است...

آقا این بازم یادش رفته پنبه را از تو لپ من در کنه!! پریروز هم یادش رفت!! چرا اینجوری شده! پسر جوون سی سالشه از الان که نباید اینجوری قاطی کنه!! فکر کنم سه سال هست می رم پیشش همون تی شرت سرمه ای که همیشه تنش بود تنش هست! ممکنه دوازده تا ازش خریده باشه؟! بعیده.