شمیم
شمیم!
من هر روز به یادتم!
هر روز!
قابل ستایشی رفیق!
با اینکه ندیدمت هیچوقت،
و شاید نهایت تنبلی من است که می تونم تا فرانسه بیام دیدنت اما، همیشه فکر کرده ام دوست ندارم روال زندگی ات را به هم بریزم، ولو در حد یک قهوه.
با اینهمه اما،
از راه دور،
من چیزی را در تو بو می کشم، که در کمتر زنی، و بلکه در کمتر آدمی دیده ام،
و این فقط بخاطر هدیه اخیرت نیست،
اونو تو عکسهات دیده بودم
تو وبلاگی که می نوشتی
تو پیرهن سوغاتی ای که ندیده، سایز درست خریدی برام، سالهای سال پیش،
از نظر من، قابل ستایشی دوست! به خودت افتخار کن و یادت باشه نظرمو...
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر ۱۴۰۳ ساعت 13:26 توسط مسیح
|