همیشه هرچه به دست آوردم، تو این دوره تحصیلات، مال وقتهایی بوده که به قول معروف خارج از چهارچوب فکر کرده ام!

همه می دونند که وقتی یک راه مشخص را بری، هزار بار هم بری، به همون نتیجه می رسی! اگه چیزی متفاوت مد نظرت هست باید جوری دیگه فکر کنی، دیوانه وار، بی مرز...

حالا اینو دارم می گم از این منظر که از دیروز فکرم درگیر هست که اسرائیل قراره چطوری تلافی کنه. اگه بخواد بکنه، واقعا راه میفته هلک هلک بمب میاره پرت می کنه زمین؟! خب ما پدافندی داریم که به خودی هم رحم نمی کنه چه برسه به ناخودی!! از اول هم همین بوده ها! خاطرات خلبانهای جنگ را بشنوید، می گن ما وقتی می رفتم سمت عراق نگران نبودیم! نگرانی ما وقتی بود داشتم برمیگشتیم وطن!! بعضی هاشونو هم همین حرامزاده ها از قصد زدند! عین مصطفی چمران که رو زمین، و از پشت، حقّشو گذاشتند کف دستش! اما خلبانها واقعا حقشون اون نبود...

بهرحال. یقین دارم اگه بی بی اونجوری رجز می خونه و به سخره می گیره، قطعا چیزی بیش از روال های معمول می دونه. و الا یک احمق است که خودشو در حد یک شومن پایین اورده فقط. منتهی، به نظرتون، یعنی چی می شه؟ چه ابتکاری به خرج می دن اینبار؟

هرچه بیشتر صبر می کنند، ترس و وهم ماجرا بیشتر می شه!! به نظرتون پوشک سلامی تا الان پر نشده؟!

دیروز که نشت کرد! الان تا خرتناقه بی گمان!

یک تفاوت بزرگ ما می دونید چیه با اونها؟ این که نتانیاهو یک نظامی است خودش!! یک نظامی موفق هم بوده!! بعد سمت ما، این بشکه ها اصلا سربازی هم بعید است رفته باشند!! تازه فرمانده کلّشون هم که نه فقط غیرنظامی است، که به گواه تاریخ و به قول بنی صدر، ترسویی است که از جبهه جنگ، اونم نه از خط مقدم، از پشت خط، فرار کرده است!