دو روز تعطیل بودم اما به افتضاحی گذشت! اصلا آرامش نداشتم! خوابها همه اش پر از دلشوره و آشوب است. چه حجم انبوهی از اطلاعات غیرهمگون جمع کرده ام توی تز ام! الان که رجوع می کنم به برخی گرافها می بینم دلم می خواد مجدد تست را تکرار کنم، خیلی جاها بد نوشته ام.
نه که بد باشه. نشون می ده پیشرفت کرده ام که الان به نظرم می رسه باید فلان جور می بود. الان عیبش به چشمم میاد.
این دو روز، لبو پختم، پولکی زنجبیلی درست کردم، نون که جزو روزمره هاست، ماست درست کردم، ماست چکیده هم آماده کردم، الانم پشت سرم داره سبزی پلو آماده می شه کم کم. البته تازه پیازش داره سبک می شه. می خوام باگوشت چرخ کرده یک سبزی پلو بذارم. فردا ببرم مدرسه...
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 21:25 توسط مسیح
|