دو سه سال قبل یک خانومه رو لینکدین بهم پیام داد.

پرسیدم چیه و چکار داری، گفت شوهرم ازت سوال داره.

با شوهرش صحبت کردیم، یک آدم گنده گوز، می خواست ببینه چطور می تونه بیاد پرتغال و شرایط چطور است.

بهش اطلاعات دادم در حدی که بلد بودم و تمام شد. خیلی خوشم نیومد ازش، زیاد منم منم می کرد.

فراموشش کرده بود. الان یک آقایی سرشو دو سه بار کرد تو اتاق، بعد اومد شروع کرد حرف زدن، بعد فهمیدیم که هر دو ایرانی هستیم، تهش فهمیدیم ما همون دو نفری هستیم که با هم حرف زده ایم!

چقدر بعضی ها نچسب و چندش اند خدایی!! چقدر زر مفت زد!! چقدر اطلاعات دزدید!! مانیتور من را هر کسی از در وارد بشه می بینه. چیز مگویی توش نیست، عیب نداره، ولی این که با یک نگاه اسکن کنی که چی رو مانیتور بود و همونها را بکنی محور گفتگو و بازجویی ات، خوش آیند من یکی نیست اقلا.

متاسفانه همین دو تا اتاق کنارتر هم بهش جا د اده اند. کون خر را پاره می کنه که شرکت دارم تو ایران و معدلم 18 هست و دستگاه ساختم فلان طور و الخ.

گمشو گووووووووووووووووووووووووزو!! ساختی که ساختی! به تخمم!