رفیقمون عصری زنگ زد که آقا برنامه شام ات چی هست.

می خواست بره بیرون، تنها مونده بود، دنبال یکی می گشت که تنها نباشه!

راستش یک موقع یک چیزی تعریف کرد برام، که تصمیم گرفتم بیشتر به خودم احترام بذارم. داشت می گفت تهران جایی کار می کردم یک آقایی بود من خیلی باهاش دوست بودم. یک باری دعوام شد باهاش و حرفم این بود که شما اهمیت نمی دی به رفاقت ما. طرف بهش گفته بود که تو فقط یک دوست داری اونم منم، اما من هزارتا مثل تو دارم، هر موقع با هرکدوم حالم بهتر باشه با همون می رم تقصیر من نیست که تو کسی را نداری.

این حرف، مثل پتک تو سر این کوبیده شده و از اون پس تصمیم گرفته که اینم همون راه را بره. به نظرش رسیده که درست است و آدمها رفتارشون اینجوری است.

با علم به این موضوع من دیدم بهتره وقتی پیشنهادی می ده اول ببینم خودم حال می کنم یا نه! همون استراتژی ای که خودش و رفیقش داشته! فلذا، وقتی گفت بریم شام بیرون، بهش گفتم که فردا ناهار از بیرون سفارش می دم و دیگه شام امشب بیرون نمیام. حرف شد و بهش گفتم که فلانی غذای خونگی درست می کنه و با پیک می فرسته و بهش پیام داده ام و دیدم ذوقش شد گفت خب برا منم سفارش بده و خلاصه جاتون خالی برای فردا ناهار دو دست چلو کباب سفارش دادیم جمعا 24 یورو. سه یورو حمل و 21 یورو دو پرس غذا. باری،

دیدم حالا می گه اگه صبح ها حلیم داره اونم خوبه. خب من که حلیم دوست ندارم، گفتم نمی دونم داره یا نه، باشه هم من نمی خوام.

حرف شد، می گه عرق کاسنی خورده ای؟ گفتم ایران گاهی می خریدم. می بینم می گه نه عرق الکلی منظورشه. داره می گه خوبه ولی یک بطری اش برای من زیاده و وقتی بمونه خراب می شه. البته باید گرونش را هم خرید.

خب ، بازم نگاه کردم دیدم من هرآنچه مشروب تست کردم، خوشم نیومد. لذت نبردم، بماند که می گن قندش خیلی است و کبد داغون می کنه و الخ. گفتم بهم حال نمی ده و من نیستم.

دیگه اینجا از اون در وارد شد که ببین، تقصیر خودته ها نمی جوشی با کسی.

راستش این جمله درست بود و آزار دهنده منتهی، جوشیدن با این آدم بیش از این، چه حسنی برای من داره؟ کسی که می دونم چون کسی دیگه نبوده به من پیشنهاد داده بریم بیرون. بیرون هم دنبال ارزون خری است و ارزون خوری. بخونید گنده خوری. منی که ماستم فلان است نونم بهمان، برای اینکه این تنها نباشه پاشم برم ده بیست یورو پول بدم وقت هم بذارم اباطیل اینو بشنوم؟

خلاصه که نرفتم. بعدش پا شدم رفتم سه تا قوطی شیر خریدم دو مدل بیسکویت که یکی اش را الان تست کردم عالی بود!! خیلی خوشمزه بود جاتون خالی. سرجمع همه اش هم هفت یورو دادم، تازه اگه ماستم خراب نشه یک هفته و بیشتر، ماست خوب دارم! بعدشم تو اتاقم ساز زدم اخبار گوش کردم یکم کار کردم...

معتقدم چیزی به زور که هیچ، به تلاش کردن هم چیزی درست نمی شه!! باید خودش جور بشه. همراه و دوست هم، به نظرم همین مقوله هست. من رها اش کرده ام!