یک سال دیگه هم گذشت...

رفتم کتابخونه امروز. یک کتاب امانت گرفتم. یارو تاریخ برگشت را که داشت می گفت، گفت سال دیگه! یکماهه می دن امانت و خب، یک ماه دیگه، سال جدید میلادی شروع شده و چندی هم ازش گذشته است...

چه زود می گذره...

فکر می کنم از معدود دانشجوهای دکتری باشم که کتاب هم امانت می گیرم!! هیچوقت ندیدم کسی کتاب بگیره. سالنهای مطالعه پر است از دانشجوهای لیسانس که اونها هم به مشقها و تبلتهای خودشون مشغولند. لابد بقیه کتابهای الکترونیک می خونند. یا یکی می گیرند خیلی می خونند. نمی دونم...