عجیب طبع من از آدمیزاد برگشته است!

هوا ابری است، خاکستری، هر لحظه باران می بارد و نمی بارد. باد می وزد و با همه این اوصاف،

من از این منظره و هوا و نما لذت می برم!!

آقا، چرا دست راست من چاق تر از دست چپم هست؟

حلقه ام تو دست راستم تنگه اما تو دست چپم لق می زنه!!

استخونهام هم گاه به گاه تیر می کشه! در جاهای مختلف!

کشگک پام درد می کنه. به تناوب گاهی چپ راه نمیاد گاهی راست.

راه که می رم تمام ماهیچه های کون و کفلم به التماس می افته که بسه، نرو! خسته ایم!! ما بریدیم!!

به نظرتون من به پنجاه سالگی می رسم!؟

بچه هام یتیم می شن!!

زنم چی! زنم بیوه می شه طفلک!

منتهی به تخمم.

وای گفتم تخم!! تمااااااااااااااام تخمم پوسته کرد!! عین مار که پوست می اندازه، یک دور تمام تشکیلات پشتیبانی پوستش رفت!

چه خبره در بدن من؟!