یک دوستی داریم،
این طفلک کسخل است!
یعنی تو این دوره زمونه که بنیان خانواده برکنده و دیگه هیچ خری دنبال ازدواج و تعهد و توله نیست، این با وجود کبر سن، همچنان معتقد است که اگه کسی بگیر نباشه، من بهش ماچ هم نمی دم چه برسه به کوس.
چکشی نوشتم که بدونید زین پس متن چه سبک و سیاقی داره و اگه اخ و پیفی هستید، از همینجا نخونید دیگه.
باری.
طرف، می گه همه بکن در رو هستند!
من یکم در احوالات ایشون که غور کردم و در تفکراتش، به نظرم رسید که این بابا تفکرش مفعول است!
یعنی چون فکر می کنه تو رابطه مفعول واقع می شه، فکر می کنه که ما به ازاش باید یک چیزی بگیره!
مثلا زندگی جناب نر را.
چیزی که من بهش می گم اینه که زن حسابی، برو حالتو ببر، اولویت را به خودت بده! خودخواه باش! اینجوری که فکر کنی یعنی باور کنی سکس کردی چون خودت داشته ای حال می کرده ای، کلا اینکه طرف کیه و چیه را به حاشیه می بره. اللللللللللللبته که کمال مطلوب است که کسی که دوستش داری کوست بذاره منتهی الان وقتی که نیست، وقتی بالای چهل سال است که نبوده، حالا یکی که علقه ای بهش نداری ولی می تونه بسابتت و بمالتت و حال کنی، بذار بکنه خب!!
دیدم نه. راه نمی ده.
بهش می گم الدنگ! وقتی یک نر کله اش را گذاشته لای رون تو و داره کوس چرکتو لیس می زنه، کی مفعول است؟
می گه اون!
می گمش الدنگ!! وقتی گذاشته تو کوست و در همون زمان تمام تلاشش را می کنه که حواسشو از تو و از کوست پرت کنه که یکم بیشتر دوام بیاره و آبش نیاد، در همون حال تو کاملا برعکس نر بی زبون همه تمرکزت رو اینه که حالشو ببری، اون موقع مفعول کیه؟
می گه اون!
می گمش الدنگ!! بعد رابطه که اون آش و لاش ولو می شه و نای بیدار موندن هم نداره و برعکسش و شاد و شنگول می شی تازه، اون موقع مفعول کیه؟
میگه اون!
من، به این دیّوث چی بگم!؟
دقیقا چی باید گفت به خری که با بالاترین مدرک تحصیلی در رشته انسانی، درباره همه چیز از خلقت تا اجتماع تا تاریخ نظر و تحلیل داره، اما نمی تونه شورت خودشو تحلیل کنه!
چی باید گفت به قول مرضیه؟!
چی بگم، وقتی که این دیوونه دل بونه می گیره، تو رو می خواد، چی بگم...