امروز ما به گا رفت!

تا حوالی یازده اتاقم بودم و یکم کار کردم و دوش گرفتم. یازده با رفیقمون زدیم بیرون و پیاده رفتیم تا یک مرکز درمانی. تصور کن با یک آدمی داری می ری که هم چند روز است غذای ویژه نخورده هم 12 ساعت است مسهل خورده که همه دل و روده اش پاک بشه الانم هر لحظه تو خیابون می گیرتش. کنار همه اینها تو ناخودآگاهش مشکلات فرهنگی هم هست که الان داره می ره یک چیزی بکنند تو کونش! همینکه رسیدیم درمانگاه یارو ازش آزمایش خون و نسخه و مدارک شناسایی خواست و پرتغالی حرف می زد، این قاطی کرد!! به هر تقدیر رو گوشی همه اینها را پیدا کرد و یکی هم پیدا شد انگلیسی یکم کمک کرد و بهرحال پذیرش شد. نیم ساعتی طول کشید همه اینه تا صداش زدند و این مدت چقدر اراجیف گفت. فقط دلم میخواست بهش بگم اگه اینجا بد است، برگرد برو کشور عزیزمون!! دعوت نامه که برات نداده اند که!!

باری.

بردند و یک ساعتی هم کولونوسکپی به طول انجامید و بعد هرکی میومد بیرون راه نمی تونست بره اما این اومد سرحالتر از قبل!! فکککککککککککر کنم گشاد بوده خیلی!

دیگه تو مسیر رفتیم یک رستورانی. چشمتون روز بد نبینه، گوشت آب پز داشت و ماهی و برنج و یک چیزی دیگه. من ماهی سفارش دادم. دو برش ماهی بود یک عالمه سالاد یک عالمه چیپس یکم فلفل دلمه و گوجه پخته همه اینها رو هم تو یک بشقاب. راستی توپ سردی هم خوردیم اولش. دیگه بادشواری با کارد و چنگال یک غذای واقعا مسخره را خوردم و بلند شدیم اومدیم. طفلک می خواست مهمون کنه به پاس زحمتی که کشیدم ولی پول غذامو خودم دادم. 14 یورو.