عین یک نر حشری می مونم که منتظره بچه ها بخوابند بپّره کار رو بگیره بازم!
خمیر دارم. هر دو همسایه ایرانی ام هم خونه اند، هم پنجره هاشون باز است!! درسته که نمیان بیرون و شریک نمی شن منتهی بوی نون تازه و پیتزا راه خودشو باز می کنه و من هنوز اینقدرها بی وجدان نشده ام! امیدوارم قبل اینکه خمیر من ترش بشه اینها هم کرکره هاشونو پایین بکشند و برن بخوابند، منم به خبّازی ام برسم! امشب هم فلفل دلمه سبز دارم هم قرمز. هم پستوی سبز. هم زیتون.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ ساعت 1:13 توسط مسیح
|