جوری آب دهنم رفت تو نای محترم که داشتم در نهااااااااااااااایت خوشبختی، می مردم!!
واقعا دیده بودید آدم خودش، خودش را چشم بزنه؟! یک غلطی کردیم خواستیم سپاسگزار باشیم، مثلا!
دارم فکر می کنم که، شش سال است اینجام،
به مصری که نگاه می کنم حس می کنم شاخ غول شکسته ام، بعد یادم می افته که تو شش سال یک نفر دو بار رئیس جمهور شد، یکی دیگه کلی کشورگشایی کرد، یکی دیگه کلی سواری اضافه گرفت، بعد ما دلمون خوش است که بیست ولت می دیم سه ولت می گیریم بجا هیچ!؟
پاشم برم شیلنگ میلنگها را تو آزمایشگاه جمع کنم، برم خونه!
خیلی هم خوب نیست آدم کار بکنه!
از صبح یک نمونه علم کرده ام، کار ساخت و قالب گیری نهایی را هم به انجام رسوندم. فردا قرار است آب قطع باشه کلا، شاید 24 ساعت. مجبورم بیام شرکت بازم...بعد از دو سه روز بارون خرکی و ابر، آفتاب شده، اینقدر قشنگ و جذاب شده محیط که نگو. دوست می دارم این وضعیت را.