من می گم این دیوث رفتارش عوض شده، نگید نه!

یکشنبه شب براش فایل گذاشتم، الان دو روز کاری گذشته، هنوز نرفته باز کنه ببینه. اگه کرده هم چون نتونسته اشکال بگیره توشون و هوا اش کنه، می گه ندیدم. الانم برگه دارم تصحیح کنم و الخ و دولخ.

باشه، نبین. آخرش که مجبورت می کنم!

حرفهاشو که فکر می کنم در رابطه با کار می بینم که می گه به مصری پیشنهاد دادیم، نخواستم تو فکر کنی که تو رو حذف کرده ایم! این درحالی است که من تقریبا فارغ التحصیلم و مصری اقلا یکسال دیگه کار داره! با این اوصاف، این داره می گه شرایط و مهارت های اون برای کار مهیا بوده پس به اون گفتیم، قطعا، که بیاد، به تو داریم تعارف می زنیم.

می گه که بد نیست که بیای یک مدت و یک دوره انتقالی داشته باشی بهرحال کم کم تو پروژه با باقی هم آشنا می شه چون جلسه می ری و گزارش می نویسی و الخ...

من، دلم می خواد برم پای تلّی بزرگ و، هر خاکی می خوام به سرم کنم، اونجا بکنم!

درست پای تلّ بزرگ!!!

مصری تو کونش عروسی است! اتفاقی که براش افتاده اینه که بورسیه اش تمام می شه. بعد یکی دو ماه بی پول هست تا این قرارداد را بهش بدن. وقتی بدن، همینقدر که الان می دادند بهش پول می دن منتهی باید شهریه اش را خودش بده!ضمن اینکه علاوه بر موضوع خودش و تز اش، باید برای اون پروژه کار کنه. با اینهمه، خوشحال است ابله!