یک جایی می خوندم که افرادی که از کره شمالی فرار می کنند و به کره جنوبی می رسند، یک مدت بعد از زندگی در کره جنوبی، دست به خودکشی میزنند!
دلیلش این بود که نمی تونستند از اون زندگی بدوی و عقب مانده، به تکنولوژی زیست در کره جنوبی برسند!
سختشون بود،
اذیت بودند...
من امشب با همسایه ام دو ساعت رفتیم بیرون. یک ماشین تسلا داشت، و من از باز کردن درش، تا همه چیزش، گیج و بی سواد و عامی بودم!
و یادم افتاده بود به اینکه چقدر زود ممکنه به همون ترازی برسیم که اون فراری کره شمالی لمس کرد...
البته خود رفیقمون هم اساسی گیج می زد. یک جوری که وقتی رسیدیم تو پارکینگ فروشگاه و ماشینشو زد به شارژ، بعد از برگشت متوجه شد که ماشین کناری را شارژ کرده است!! یکمی مشکل زبان بود، یکمی نابلدی! حدود چهاریورو باطری ماشین کناری را شارژ کرد براش! ولی همینم که اصلا یک ماشین برقی را چطور باید شارژ کرد، مساله است برام! پرسیدم ها، ولی می خوام بگم خییییییییلی داغونیم!
صندلی ماشین اصلا راحت نبود ولی سیستم ناوبری اش و دوربینها و و سنسورها، وحشتناک عالی بودند!
فکر کنم سی هزار یورو پول ماشین بود!