شش و خرده ای، عصر، شونزدهم فوریه بیست بیست و پنج، پورتو.
امروز نزدیک دو ساعت دوچرخه سواری کردم! از ساعت سه رفتم، تو خیابونهای تنگ و باریک و نهایتا ساحل شلوغ و بعد برگشت از خیابونهای خلوت و پهن! تو خیابونها واقعا نمی شه احساس امنیت کرد حین رانندگی! واقعا مسیرها تنگ و باریک است این دوچرخه هم برای من کوچیک است و کنترلش دشوار منتهی، آزادی عمل خیلی خوبی می ده به آدم! تا خود لب اقیانوس رکاب زدم، اما ساحل بسته بود. مامورهای امداد و نجات با ماشینهای سفید و قرمز تو ساحل بودند، با یک عالمه موبایل و دوربین و کوادکوپتر برای نجات. خبری نبود اما این که بجای حمل سلاح و بمب، یک کوادکوپتر مجهز به دوربین شده بود که اگه لازم شد بفرستند سمت اقیانوس و از نزدیک بتونند ببینند چه خبره، برای ما که سرکردگانمون مامور مرگند و ترور، جلب توجه می کرد...
از دیشب لوبیا خیس کردم که خوراک لوبیا درست کنم برای شام و ناهار.
خمیر هم قشنگ عمل اومده و چونه کرده ام منتظرم که یکم زمان بگذره، بپزمشون...
در آشپزخونه جدید را باز نمی کنند ببینیم بالاخره فر گاز داریم، بریم همزن برقی بخریم و بیفتیم تو کار کیک یا نه هنوز! به نظرم سه تا فر خواهیم داشت!
به شدّت به یک حمام با آب خییییلی داغ نیاز دارم! دو روز است نرفتم حمام. ولرم بود آب. حوله ای که برام گذاشته هم کوچیک است. تو زمستون حوله کوچیک واقعا ستم است برای خشک کردن!! یدکی مال خودمو بردم تو حموم!
دیگه چی؟
شنیدم هفته آینده سرمای فراگیری اون سمت شما را در بر می گیره، هرکی از سرمای منهای سی درجه نمرد، جایزه داره رفقا!
اقلا یکی دندونهام مشکل پیدا کرده باز. ولی نمی فهمم چرا یکبار سمت راستم علایم می ده یکبار سمت چپ!! نباید اینهمه عصب ها خر تو خر رفته باشند بالا. باید زنگ بزنم نوبت را بندازم جلو یک ماه...
دیگه چی؟ تسلا سواری را هم که دیشب نوشتم براتون. چقدر صندلی اش ناراحت بود ولی خدایی! خیلی افتضاح! نخرید!
می دونید چی شده، انگار که آینده خودرو ها خودروی برقی است و کارخونه های بزرگی در حال ورشکست شدن اند. کارخونه هایی که اگه ما کشورمون دست آدمیزاد بود، الان می تونست به کمترین بها، خط تولیدشونو بخره ببره بجای اون ارابه های مرگ! باید قبول کنیم که عقبیم از دنیا. ولی خودروی بنزینی و دیزلی که سوختش زیر پنج لیتر در صد کیلومتر است، قطعا پیشرفت خیلی بزرگی است به نسبت اون ارابه ها...
برم کف لوبیا را جمع کنم تا نریخته بیرون. دلم غذای کابوی های بیابان گرد را خواست!! لوبیا چیتی، با سیب زمینی نگینی سرخ شده و نان...