شانس گه مال!
خداوکیلی، سگ شاشیده به شانس ما، نگید نه!
حضرات دانشجوی فوق لیسانس می گیرند. یک دختره را گرفتند آوردند اتاق ما بهش میز دادند، این در عین اینکه طراوت جوانی داره و جذابه اما انگار بگی دخترهای خجول ایرانی! انگلیسی که نمی دونه، نشون می ده یا از دهات است یا وضع مالی بدی داشته که تو مدرسه ای نبوده که انگلیسی یاد بچه هامی دن. این تو سرش بخوره فرهنگ مراوده و اجتماعی بودن هم نداره! درست شبیه جولی دماغ است، فقط دماغشو بالا نمی کشه! اونم صبح میومد سلام می کرد، عصر خدافزی! ابدا حرفی بینش نبود با کسی.
این از این.
دیروز تو آزمایشگاه بودم خانوم چی یک دانشجوی دیگه را دنبال خودش آورده، یک پسره خپل بی ریخت از این سیب زمینی شیرین ها! اونم دانشجویی که تو آزمایشگاه قراره تا حدودی منم باهاش کار داشته باشم!
وقتی می گم ریده اند بهش و گذاشتن خشک هم شده، این نشانه هاش!
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 13:5 توسط مسیح
|