بطور عمومی هرچقدر از غرب جغرافیایی جهان به سمت شرق می ریم، وابستگی ها و قیود و باید و نباید ها پر رنگ تر و البته بی معنی تر می شه. درحالی که تو غرب یک زن می تونه کاملا موجه فقط ده درصد یا کمتر از خودشو بپوشه، و با همون وضع خانواده قرص و قایمی هم داشته باشه بچه و شوهر متعهدی هم داشته باشه بهش هم بد نگاه نشه حتی، هی که می ریم سمت شرق بر مساحت نواحی لازم الاختفا افزوده می شه و کم کم بر لایه ها هم اضافه می شه و خلاصه کلام اینکه شرق در گه خودش گرفتار است، شدید!
مثلا جماعت چشم بادومی هم عینهو ماها در برقراری رابه با جنس مخالف یک باید و نباید های ویژه ای را پیروی می کنند و لذا برای من جای تعجب داشت وقتی حوالی ظهر این دختر چینی اومد و بیش از سایر روزها تو آشپزخونه موند و آشپزی کرد و بعد رفت خرید کرد و حسب اتفاق وقتی من رفتم غذامو بیارم اتاقم دیدم یک آقای چینی جوان و نکبتی با موهای روغن زده تمام قد تو گوشی اش غرق است و گویا اومده مهمونی زید محترمش! حالا اگه هم بعدش یا قبلش می ره اتاقش، اونقدر یواشکی است که من متوجه نمی شم ولی فکر می کنم بخاطر همون لولو خورخوره که به خورد اونها هم داده شده، جلو هم لخت نمی شن.
می گفت تو ژاپن لیزر نمی کنند چون در مکانهای متعددی کاملا جلوی هم لخت می شن و اگه کسی پشمی به فلانش نباشه، زشت و مخالف ادب است!
حالا هی شما برید کار زشت بکنید شب عید!