دل سفید
یادم افتاد اینم بگم.
این عمو زاده ما، چندسال قبل اومد رفت آمریکا.
اولش تا دو سال به کسی چیزی نگفتند! فکر کردند اگه نخواست و نتونست و برگشت، مثلا خیلی بار روانی نداشته باشه براش.
یکبار براش یک بورسیه پیدا کردم اینجا، به خودش هم دسترسی نداشتم، به داداشش پیام دادم که این هست اگه فلانی می خواد بگو اقدام بکنه. دیدم تشکر کرد و بعد از یک ماه تقریبا دیدم می گه که فلانی رفت آمریکا!
من فکر کردم تازه رفته،
من ساده!
رفتم رو لینکدین یارو را پیدا کردم براش یادداشت گذاشتم و گفتم اگه کمکی لازم داشتی بگو به من.
طرف دید،
جواب نداد!
حالا کیه این گه سگ؟ دختر عموی من! ده سال هم از من کوچیکتره هیچ بده بستونی هم باهاش نداشته و نداریم ها.
ما فکر کردیم بچه رفته غربت لابد دیگه دست خانواده اش که ازش کوتاه است اگه کمکی لازم داشت، که مشخصا هم می شد این که پول بخواد و من براش پول بفرستم، گفتم حامی باشیم.
طرف دید و جواب نداد و بعد ما رفتیم ایران و به مامانش سر زدیم و باز برگشتیم براش پیام گذاشتیم که مامانت خوب بود و الخ.
بازم دید و جواب نداد این حیوان.
دیگه منم یک پیام با این مضمون دادم که می فهمم که رفته ای که روی فامیل را نبینی، منم مزاحمت نمی شم شاد باشی. و دیگه دنبالش نکردیم.
حالا، نمی دونم تو این بگیر ببندهای ترامپ، اینو هم می فرستند اردوگاه، یا تونسته یک گهی بخوره اونجا آیا! آخرین بار دیدم دانشجو شده بود! ولی،
خداوکیلی آدم به خوبی من تو کل دوست و آشنا و فامیلتون سراغ دارید آیا؟
اگه خانوم هست با من آشنا اش کنید بلکه نسلی از پپه های دل سفید و احمق به جامعه تحویل بدیم باهاش!
والللللللللللله!
بگو بچه، اینها هزار متر روده تو شکمشون باشه نیم مترش صاف نیست، بعد تو خودتت هشتت گرو نه است، میای تعارف هم می زنی؟ اونم به گوزی که اصلا جواب سلامتو هم نمی ده؟!
اینقدر هم خوب شدن خوب نیست!
بخدا